اصل ماجرا چه بود؟ - تاریخ: 1402/5/21 ساعت: 20:33
سیب از درخت افتاد.حال بین خطوط را بخوانم:1) زمین به قدرت نیروی ثقل ، سیب را از درخت گرفت.2)سیب از درخت جدا شد.3) سیب می خواست دانه هایش را به زمین بسپارد.4) درخت، سیب نالایق را از خود دور کرد.5)سیب ار درخت افتاد تا آدم آن را بخورد و از بهشت رانده شود.6) سیب از خدایش بود که از درخت دور شود و آن همه س...
تداعی معانی - تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 20:01
" آن چه می بینم نمی خواهم...." خدایا این را کجا خوانده بودم. "و آن چه می خواهم نمی بینم" .... و هی تکرار میشد. خدا پدر مخترع اینترنت را بیامرزد. دست کم از ادیسون نداشته. راستی چرا هر چی آدم حسابیه مال اونور آبه؟ اخوی من معتقده اونا همه نیهیلیستن. ولشون کن. بزودی دچار بحران بزرگی میشن. چندی پیش گفتمش...
مصرعی از حافظ - تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 13:46
[unable to retrieve full-text content]دور است سرِ آب در این بادیه ، هشدار تا غول بیابان نفریبد به سرآبت حافظ
وقتی هلن کلر از خیام می نویسد - تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 13:46
" اکنون چند رباعی از عمر خیام را برایم خواندند چنین احساس می کنم که نیم ساعتی در مقبره با شکوهی بسر بردم."از کتاب "زندگی من " اثر هلن کلر ترجمه ثمینه باغچه بان صفحه 369 Adblock test (Why?)
هیهات - تاریخ: 1402/2/5 ساعت: 17:55
ماجرا از یک جمله قصار از اینشتن شروع شد:دو چیز بی نهایت است: یکی جهان هستی و دیگری حماقت بشری. و البته در مورد اولی مطمپن نیستم. (آلبرت اینشتن)خواستم رفرنس این جمله قصار را پیدا کنم. اینشتن در کدام کتاب یا مقاله چنین حرفی زده؟ گوگل کردم دیدم فردی به نام فریتز پرلز Fritz Perls در یکی از کتابهایش از ا...
یک نفر دیشب مرد (تکه ای از شعر سپهری) - تاریخ: 1401/12/21 ساعت: 3:32
فرق انسان و سگ در آن است که اگر به سگی غذا بدهی هرگز تو را گاز نخواهد گرفت. لپون تولستویاز مطلب فوق که بگذریم و خود اشاره به عمق خباثت این بشر دوپا می کند برسم به مطلبی دیگر:دیروز خبر شدم که یکی از همسایه ها که ۸۱ سال عمر داشت و دبیر باز نشسته شیمی بود فوت کرده است. اندوهگین شدم. با هم گاهی کوه می ر...
امروز هم یک خبر بد شنیده شد٬ "پیروز" درگذشت - تاریخ: 1401/12/13 ساعت: 12:48
داشتم سایت time.ir را نگاه میکردم نمی دانم چرا جمله قصارش به دلم نشست:چون به در (dare) شهر رسید٬ پیری را دید. گفت:ای شیخ! در این راه که آمدم٬ عجایب ها دیدم.گفت: چه دیدی؟گفت: دیدم قومی را کشت(kesht) کرده بودند٬ چون تمام شد٬ آتش در زدند.مولوی (مجالس سبعه) Adblock test (Why?)
no comment - تاریخ: 1401/6/28 ساعت: 13:17
[unable to retrieve full-text content]گوهر پاک بباید که شود قابل فیض ورنه هر سنگ و گِلی ، لؤ لؤ و مرجان نشود "حافظ"
تا اینجاش به خیر گذشته - تاریخ: 1401/6/25 ساعت: 20:52
داشتم سایت فیلم bia2moviez را نگاه میکردم که گاهی دیالوگهای مشهوری از فیلمها را میگذارد. امروز این دیالوگ را از فیلم La Haine محصول 1995 را گذاشته بود:" اون جوک رو شنیدی که یارو از پنجاه طبقه به پایین پرت میشه، وقتی هر طبقه رو پشت سر میذاره، میگه تا اینجاش که به خیر گذشت؟ این داستان زندگی ماست. تا ا...
یادی از بعضی سلبریتی های دوران جوانی - تاریخ: 1401/6/25 ساعت: 20:52
سالهای 52 - 53 بود که از رادیو یک برنامه آموزش کنکور مختصر و مفیدی پخش می شد که در انتراکت آن یدالله رویایی تکه هایی ادبی می خواند. یک بار تکه ای از رمان "خداحافظ گاری کوپر" را خواند. صدای خوبی داشت و مطلب را می فهمید و خوانش اش در آدم تاثیر میگذاشت. من هنوز صدایش در گوشم است. امروز در خبرها خواندم ...
باد به دستان چند شخصیتی - تاریخ: 1401/6/19 ساعت: 18:06
فیلم rogue agent را تماشا میکردم. فیلم خوش ساختی بود. بعضی کانال ها آن را "مامور سرکش" ترجمه کرده اند. که با توجه به محتوای فیلم باید "مامور خبیث" ترجمه کرد. زیرا در مقابل لغت rogue در دیکشنری این معادل های فارسی وجود دارد: 1: آدم دغل یا خبیث 2:(آدم) ناقلا، نخاله 3:(جانور) تک زی، وحشی 4:تک رو ، خودس...
چقدر ژول و پول حروم کردیم برای هیچ - تاریخ: 1401/6/12 ساعت: 13:00
" تو مین وایل meanwhile یه زنگی به آزمایشگاه آرامش بزن ببین پی سی آر سریع میده" ساعت 7 شب است و امشب برادر ساعت 12:30 بامداد باید فرودگاه باشد و ساعت 3:30 بامداد با هواپیمایی ترکیش ایر لاین پرواز دارد به آمریکا. یادش نبوده و حالا متوجه شده که مسافرین آمریکا باید پی سی آر منفی داشته باشند. موبایلم را...
پیش نویس یک زندگی ناتمام و گمشده - تاریخ: 1401/6/12 ساعت: 13:00
"...صورتم را در شیشۀ تیرۀ بالای نیمدری نگاه می کنم. خودش است.جلال آریان - پیش نویس یک زندگی ناتمام و گمشده، پرت شده توی جمهوری اسلامی ایران..." صفحه 52 از رمان "نامه ای به دنیا" اثر زنده یاد اسماعیل فصیحبا ذکر این نکته که سال 1353 که ایشان در کلاس درس میداد هیچ شباهتی به جلال آریان نداشت. قدی نسبتا ...
دامپزشکی که نویسنده شد - تاریخ: 1401/6/7 ساعت: 22:13
در مورد نویسنده ای به نام "منوچهر کی مرام" یا دکتر کی مرام می خواندم. برایم جالب بود که ایشان فارغ التحصیل دامپزشکی بوده ولی فیلم نامه نویس و کتاب کودک نویس شده است. متولد 1306 بوده و متوفی 1382. در یک جا در مورد نحوه درست شدن فیلم نامه می گوید: "...نظریاتی که تهیه کننده می داد بعد از این مرحله بود....
مادری با دو فرزند در میدان غازها - تاریخ: 1401/6/3 ساعت: 13:08
از میدان غازها می پیچم سمت خیابان اصلی خانه. چشمم می خورد به زنی که در کنار دیوار نزدیک سطل زباله فلزی شهرداری نشسته است و یک بچه خردسال روی دستش خوابیده و یک پسر شاید 3 یا 4 ساله کنارش نشسته. اندوه. به رانندگی ادامه می دهم. یک تاکسی زرد رنگ در مقابلم. پشت شیشه اش نوشته "ما مسئولیم" . خدایا این چه ا...
5 سانتیمتر - تاریخ: 1401/5/29 ساعت: 16:43
یادداشتهای قدیم را نگاه می کنم. 20/5/1382: "دو روز پیش شاهد پروانه ای بودم که خود را به پنجره می زد تا بیرون برود. پنجره دو قسمت داشت. قسمت بالا که ثابت بود. قسمت پایین که باز بود. پروانه نمی فهمید که شیشه یک واقعیت است و لذا هی خود را به آن می زد و لابد تعجب می کرد که چرا به نور راه نمی یابد. اگر ک...
فکر در تنهایی - تاریخ: 1401/5/29 ساعت: 16:43
"... آدم اینجا تنهاست و در این تنهایی سایه نارونی تا ابدیت جاریست." سهراب سپهریامروز با خودم فکر میکردم که این تکه از شعر سپهری چقدر زندگی را زیبا می کند. Adblock test (Why?)
کبود شده - تاریخ: 1401/5/19 ساعت: 17:00
فیلمی به نام Black and Blue را امشب تماشا میکردم. فیلم خوش ساختی بود. حالا کاری به فیلم ندارم که موضوعش احقاق حق بود و تاثیر در تغییر وضع همیشه پذیرفته. ولی معنای عنوان فیلم برایم نامفهوم بود. "سیاه و آبی" ؟ نباید این طور باشد. خدا سازنده اینترنت را بیامرزد که آمدم جستجویی کردم و یافتم:anything brui...
ترنم باران و درگذشت سایه - تاریخ: 1401/5/19 ساعت: 17:00
دفتر خاطرات را نگاه میکردم درست یک سال پیش در یکی از روزها این جمله ی وزن دار را نوشته بودم. در اینجا گذاشتم بماند به یادگار"گاهی برای خودمن شعر می سرایمآن گونه که ترنم باران برای خود."ضمنا امروز در اخبار دیدم که هوشنگ ابتهاج یا همان ه. الف. سایه در گذشت. روحش شاد. Adblock test (Why?)
چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی/ به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را - تاریخ: 1401/5/11 ساعت: 3:47
غروب است. تمام روز خانه بودم. می روم بیرون هم قدمی هم تمدد اعصابی هم خریدی. در کنار خیابان پشت سطل فلزی زباله شهرداری، بدن حیوان پشمالویی می بینم که مرده می نماید. کمی که در پیاده رو حرکت می کنم سر حیوان را می بینم که از پشت به گوسفندی می مانست و از این نما صورت سگ ولگردی است که اینک جسدش را انداخته...

برچسب‌های مرتبط

باز امشب من در اوج آسمانم | باز هم من درد | دانلود شوخی با ستارگان فصل دوم | خدا به خیر کنه مادر | خدا به خیر کنه | خدا به خیر کنه مادر یه جوریه | خدا به خیر کنه مادر یه جوریه حالش | خدا به خیر کنه مادر کریمی | دانلود نوحه خدا به خیر کنه مادر | دانلود آهنگ شهیاد خدا خودش به خیر کنه