یادداشتهای قدیم را نگاه می کنم. 20/5/1382: "دو روز پیش شاهد پروانه ای بودم که خود را به پنجره می زد تا بیرون برود. پنجره دو قسمت داشت. قسمت بالا که ثابت بود. قسمت پایین که باز بود. پروانه نمی فهمید که شیشه یک واقعیت است و لذا هی خود را به آن می زد و لابد تعجب می کرد که چرا به نور راه نمی یابد. اگر کمی می ایستاد و سپس فقط پنج سانتی متر پایین تر می آمد، می توانست به فضای آزاد راه یابد."
از سال 1382 تا امروز که 1401 است من هنوز درگیر همان پنج 1 هستم.
برچسب:
نویسنده: طاها محمدی