تغییر شرایط کار - تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 21:15
صبح بیمه. مشاوره. گفت به اداره کار مربوط نمیشه فکر کنم. شاید دیوان عدالت اداری. آدرس اداره کار روی شیشه. پل کریمخان میرزای شیرازی کوچه هشتم. گفت فرم تغییر شرایط کار. گفت تخلف کردند. پر کردم. نوبت دادند ساعت 10 8/16 . تا ببینم چه می شود. امروز که داشتم میرفتم همه اش به یاد آن دو برادر می افتادم که در...
دروغی در روز روشن و گربه ای در پارک - تاریخ: 1395/7/27 ساعت: 15:48
دیروز صبح در تاکسی. ماشین شخصی مسافرکش. به چهار راه می رسیم. چراغ زرد شد. پراید جلویی ایستاد. ماشین ما نتوانست خود را جمع کند. زد به پراید. پراید رفت تو قسمت قرمز. راننده پیاده شد. گفت "حواست کجاست منو انداختی تو دوربین . " بعد درب صندوق را باز کرد. گفت "جا خورده". راننده ماشین ما پیاده شد گفت چرا چ...
دو بیت از حافظ - تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 17:29
کاغذ تقویم که پاره شد این بیت از حافظ xa0را در تکه پاره ها یافتم: آخر ز چه گویم هست xa0از خود خبرم xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 چون نیست. وز بهر چه گویم نیست با وی نظرمxa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 x...
170 میلیارد کهکشان و ضریب DKG - تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 9:25
صحبتی داشتم با همکاری در باره کهکشان ها. چند کهکشان در جهان وجود دارد. بعد در اینترنت دیدم بین 100 تا 200 میلیارد کهکشان تا کنون تخمین زده شده است. میلیارد همان بیلیون هست و یعنی ده به توان 6 میشود.xa0 این دوست شوخی میکرد که یک ضریب اختراع کرده به نام DKG که دیامتر آو ...ن گشادی است. یعنی قطر ...ون ...
سهره در پردیس پرندگان - تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 8:30
سهره را دادیم به پردیس پرندگان. خواستیم بدهیمش به پارک پرندگان گفتند اهدایی قبول نمی کنند. اما جایش خالی است. صبح ها موقع صبحانه می دیدمش در ظرف آب آبتنی میکرد. سر حال بود و پرواز قشنگی داشت. یک روز صبح دیدم که از پشت شیشه یک گنجشک آمد نشست. سهره دلتنگ شد. رفت کنار شیشه و به آن طرف نگاه کرد. از قفس ...
بندبازی عنکبوتی در پارک - تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 8:30
گاهی برای خوردن ناهار به پارک بغل شرکت می روم. امروز یک تار عنکبوت از روی برگهای درختی در یک طرف صندلی کشیده شده بود به درختی دیگر در طرف دیگر صندلی. و کارتنکی (عنکبوتی) به زیبایی از یک سمت به سمت دیگر زیر نور آفتاب راه می رفت. انگار داری نشنال جغرافی تماشا می کنی. بعد دو تا گربه آمدند یکی کمی بزرگت...
آژانس، اشتباه، راننده، قند، طلاق - تاریخ: 1395/7/13 ساعت: 19:15
صبح آژانس گرفتن. آژانس زنگ زد که یک ساعت هست منتظره. گفتم ما دیدیم که با پراید سفید سوار شد رفت. نگران شدیم . زنگ زدیم. گفت او سوار آژانس شده و رسیده و مشکلی هم نبوده. پس همسایه دیگری آژانس دیگری. و او اشتباه سوار تاکسی دیگری شده. من هم کارم دیر شده. آژانس میگیرم. کنسلی رو هم گفتم بدم. راننده آژانس ...
شعری از بهمنی بر روی لباسی - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 22:38
روی لباس عزیزی شعری نوشته بود.xa0 شبانه های مرا می شود سحر باشی / و میشود که از این نیز خوبتر باشی تداوم من و دریا و آسمان با تو / همیشگی است اگر هم تو رهگذر باشی که شعر از آقای محمدعلی بهمنی است. بهمنی غزل سرای بزرگی است. در جستجوی این غزل که بودم به غزل دیگری از او بر خوردم که به دلم نشست: "یک اشت...
ساختمانی با شانزده واحد و آهنگ مونامو - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 22:38
صندوق را گرفتم. هشت میلیون و خورده ای موجودی در صندوق ساختمان است. یک تغییر مدیریت شاید برای ساختمان خوب باشد. ایده های نو و مشارکت بیشتر ساکنین. حالا هم به آهنگ مونامو گوش میدهم که تم غمناکی است بر بساط ساده این زندگی ما. مدیر مالی قبلی حسابش خیلی شسته و رفته بود. کلا همه ساکنین این بلوک ما آدمهای ...
هر کی خر شد ما می شیم پالونش - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 15:59
آیفون خراب بود. مدیریت بلوک کاری نمیکرد. حساب مالی را گزارش نمی داد. رها کرده بود. اگر هم کسی می پرسید "فلان هزینه چرا؟" یا "آیفون چی شده؟" به تریج قباشان بر می خورد و غر می زدند که ما که جقوق نمیگیریم و شما چه توقعات بی جایی دارید. جلسه هم نمی گذاشتند تا کنار بروند. این شد که ما جلسه ای گذاشتیم و د...
آبزِروِ-طوری یعنی رصدخانه - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 7:16
امروز اول صبح که دیدم وقت دارم صفحه ای از یک تقویم دیواری را کندم تا قطعه ای اوریگامی تمرین کنم با کاغذی بزرگتر. ورق تقویم عکسی بود از رصدخانه اورانیا و کانال دانوب در شهر وین. بعد لغت زیر تصویر توجه ام را جلب کرد. observatory بعد دیدم تلفظ اش چقدر با نوشته اش فرق دارد."آب زِروِ طوری" - یاد استاد رض...
لحظه ها و منظره ها - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 8:56
اتوبوس کمی طول داد تا بیاید. بعد هم دور ها و مسیر عوض کردنها و روز اول مهر و ترافیک . کمی دیر شد و آفتاب زده بود و من گرمم بود و کمی کلافه که ناگهان چشمم خورد به دو گل کوچک بنفش در کنار جدول و بعد یک پروانه سفید. زندگی زیبا شد.
خسیس - تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 2:03
همکاری دارم که خسیس است. زیادی حساب یک قرون دو زارش رو داره. با تلفن دفتر مرکزی به تلفن من در کارخانه زنگ زده که به آقای فلانی بگو یک زنگی به من بزنه. هر چی موبایلش رو میگیرم نمیشه. به آقای فلانی گفتم چرا موبایلت نمیگیره گفت تلفن از دفتر مرکزی رو بلوک کرده ام. ولی میتونه با موبایلش منو بگیره که نمی ...
از باد خزان غافل مشو - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 14:36
در کهنسالي ز مرگ ناگهان غافل مشو برگ چون شد زرد از باد خزان غافل مشو xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0"صائب" در مجله فیلم که به مناسبت روز سینما ویژه ی کیارستمی درآمده است داشتم می خواندم گفته شده بود که در هنگام ساخت "طعم گیلاس" کیارستمی مشغول کتابی...
نبات و ماجرای فیلم "طعم گیلاس" در کن - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 14:36
صبح خواستم نبات را با دست نصف کنم، نمیشد بیشتر به دستم فشار آوردم لبه تیز نبات پوست دستم را کند و خون آمد. با خودم فکر کردم که آدمیزاد چقدر ناشی و کارهایش از سر ناپختگی است. بعد رفتم یک چسب زخم پیدا کردم و گذاشتم روی قسمتی از شستم که پوستش کنده شده بود. بعد یک انبر برداشتم و نبات را نصف کردم. دیگر ا...
راننده بی احتیاط و ماجرای سوسک - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 7:29
گاهی چیزهایی که به طور اتفاقی آدم در مسیر راه می شنود جالب است مثلا این یکی: "...دیگه از سوسک که کمتر نیستیم. سوسک هم وقتی بچه اش رو در خطر می بینه از بچه اش دفاع می کنه..." من که تا حالا ندیدم سوسک از بچه اش در مقابل تهدید دفاع کنه. و دیگر اتفاق عجیبی که امروز در تاکسی افتاد. سمت عقب من وسط بودم. س...
به حق چیزهای نشنیده - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 7:29
باز شنیده شد: "....برام اصلا مهم نیست که بیاد بهم برینه، بیاد ازم تعریف کنه ، بیاد ..." دختر خانمی با عصبانیت داشت با موبایل حرف می زد. "... واقعا پس خاک بر سر من کنند..." مردی این را گفت و موبایل را خاموش کرد و وارد پاساژ شد. مردمی داریم بسیار عصبی و اندکی رکاکت بیان. xa0
راستی یادت نرود هستی تو. - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 16:59
سریال سیمسون ها را تماشا میکرد. فصل 12 اپیزود 6. در این قسمت هومر یک وبلاگ زده که از بس کسی سر نمی زند به بیابان برهوت مانند شده است. ( در این قسمت کارتون یک بوته خار به سبک فیلم های وسترن که در بر بیابون باد آن را این ور و آنور می برد، عرض مونیتور را طی کرد). باری این وبلاگ من هم تقریبا بی خواننده ...
اشکال کجاست؟ - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 7:53
می گفت تو خیابان سی تیر داشته می رفته با یک موتوری که داشته در خط ویژه می آمده تصادف میکنه. موتور سوار از ناحیه پاشنه پا خیلی احساس ناراحتی میکرده. افسر راهنمایی به او می گوید موتور سوار مقصره ولی ببرش بیمارستان. می گوید نه امکان ندارد اینکار را بکنم مگر این که شما هم با من بیایید. من ببرم، همه هزین...
کودکی بر سر راه - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 19:38
پشت ماشینم من. کودکی سر چهار راه به گدایی مشغول. لاغر و آفتاب سوخته. یاد آن عکاسی افتادم که جایزه پولیتزر گرفته بود و عکسی از کودکی در کنار لاشخوری که به انتظار از پا افتادن بچه نشسته بود. عکاسی که خود را کشت زیرا حساس تر از آن بود که نبیند. در چارراه چراغ سبز است. بچه گیج است. جلو ماشین ایستاد. دست...

برچسب‌های مرتبط

باز امشب من در اوج آسمانم | باز هم من درد | دانلود شوخی با ستارگان فصل دوم | خدا به خیر کنه مادر | خدا به خیر کنه | خدا به خیر کنه مادر یه جوریه | خدا به خیر کنه مادر یه جوریه حالش | خدا به خیر کنه مادر کریمی | دانلود نوحه خدا به خیر کنه مادر | دانلود آهنگ شهیاد خدا خودش به خیر کنه