در کهنسالي ز مرگ ناگهان غافل مشو
برگ چون شد زرد
از باد خزان غافل مشو
"صائب"
در مجله فیلم که به مناسبت روز سینما ویژه ی کیارستمی درآمده است داشتم می خواندم گفته شده بود که در هنگام ساخت "طعم گیلاس" کیارستمی مشغول کتابی به نام "کهنسالی و مرگ" بوده است. در اینترنت سراغ این کتاب را گرفتم به فارسی نیافتم ولی این شعر آمد که به دلم نشست و در ابتدای نوشته امروز گذاشتمش.
برچسب: دلم از باد خزان می لرزد,حافظ از باد خزان,تن بپوشانید از باد خزان,
نویسنده: طاها محمدی
تاريخ: شنبه
27 شهريور
1395 ساعت: 14:36