
به طهارت گذران منزل پیری اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «به طهارت گذران منزل پیری» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. 4 حرکت بهترین ، 2 حرکت عالی ، 3 حرکت طبق گشایش استاندارد. نتیجه بازی شطرنج امروزم این بود.غزل 423 آمد: دوش رفتم به در میکده خواب آلوده... ..... ...
ادامه مطلب
بهرام بیضایی در ادامه، هر آنچه باید درباره «بهرام بیضایی» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. چند روز پیش بهرام بیضایی درگذشت. کتاب گزینه اشعار یدالله رویایی را باز کردم شعری بود که به بهرام بیضایی تقدیم کرده بود. اینکه تصادفی این صفحه آمد برایم عجیب بود.مرگ را کو همتی تا جان منبشکند زندان تن را پر غروردست ما و مو...
ادامه مطلب
بهرام بیضایی چند روز پیش بهرام بیضایی درگذشت. کتاب گزینه اشعار یدالله رویایی را باز کردم شعری بود که به بهرام بیضایی تقدیم کرده بود. اینکه تصادفی این صفحه آمد برایم عجیب بود.مرگ را کو همتی تا جان منبشکند زندان تن را پر غروردست ما و موج سنگین هلاکخون ما و آب دریاهای دور خون ما و آب دریاهای دورگر زمانی ماهی بی تاب رودبگذرد بر بستر شن های داغگندم از شوراب روید گل ز سنگخو بگیرد با غم پاییز باغ آن زمان دل خسته بنشینیم لنگدر خم ره بی که فریادی کنیمخیمه برگیریم و زآن پس...
ادامه مطلب
فیلم «نبراسکا» به کارگردانی الکساندر پین، نام خود را از ایالت نبراسکا در آمریکا گرفته است که نقش مهمی در داستان فیلم دارد. این فیلم داستان مردی سالخورده به نام وودی گرانت را دنبال میکند که باور دارد در یک قرعهکشی برنده یک میلیون دلار شده است و اصرار دارد از مونتانا به نبراسکا سفر کند تا جایزهاش را دریافت کند. در طول مسیر، فیلم به روابط او با خانوادهاش، بهویژه پسرش که او را در این سفر همراهی میکند، میپردازد.عنوان فیلم به سفر جغرافیایی و احساسی شخصیتها اشاره دارد، بهطوری که نبراسکا هم بهعنوان مقصد واقعی و هم بهعنوان نمادی از گذشته وودی، ریشههایش و واقعیتهای تلخ زندگی در منطقه غرب میانه آمریکا عمل میکند. همچنین فیلمبرداری سیاه و سفید فیلم این ارتباط با منظرههای نبراسکا را تقویت کرده و به آن احس...
ادامه مطلب
امشب فیلم "اواخر بهار" را از کارگردان شهیر اوزو ، تماشا کردم. از چت جی پی تی خواستم علت این نامگذاری را برایم توضیح دهد:"فیلم "اواخر بهار" (1949) ساخته یاسوجیرو اوزو یکی از آثار برجسته اوست و عنوان فیلم دارای معانی نمادین است که با مضامین و فضای احساسی فیلم در ارتباط است.عنوان: "اواخر بهار"عنوان فیلم به مرحلهای از زندگی یک فرد اشاره دارد، بهویژه زندگی شخصیت نوريكو. بهار اغلب با جوانی، رشد و شروعهای جدید همراه است. مفهوم "اواخر بهار" نشاندهنده دورهای از زندگی است که هنوز زیباست، اما در آستانه گذار به مرحله دیگری است. در مورد نوريكو، این به معنای رسیدن به سنی است که از او انتظار میرود از دختر مجردی که با پدرش زندگی میکند، به همسر و شاید مادر تبدیل شود.هدف فیلمموضوع اصلی "اواخر بهار" حول تنش بی...
ادامه مطلب
کتاب "سمک عیار" با مقدمه و تصحیح پرویز ناتل خانلری را ورق میزنم. در اولین صفحه استاد خانلری قطعه کوچکی نوشته که دل آدم به درد می آید:"به یاد آرمانفرزند عزیزی که در شبهای دراز بیماری تا این قصه را از پدر نمی شنید دیده بر هم نمیگذاشت.طوطیی را به هوای شکری دل خوش بود / ناگهش سیل فنا نقش امل باطل کرد" (پ.ن.خ.)ظاهرا یک پسر و یک دختر داشته که پسرش در جوانی می میرد. روحش شاد. به گردن زبان فارسی حق دارد. بخوانید...
ادامه مطلب
داشتم سایت فیلم bia2moviez را نگاه میکردم که گاهی دیالوگهای مشهوری از فیلمها را میگذارد. امروز این دیالوگ را از فیلم La Haine محصول 1995 را گذاشته بود:" اون جوک رو شنیدی که یارو از پنجاه طبقه به پایین پرت میشه، وقتی هر طبقه رو پشت سر میذاره، میگه تا اینجاش که به خیر گذشت؟ این داستان زندگی ماست. تا اینجاش به خیر گذشته ولی آخرش چی؟"یا این جمله در فیلم The Sea Inside محصول 2004" تجربه نشون داده تو هر طور که باشی، مردم طور دیگه ای فکر میکنن..." بخوانید...
ادامه مطلب
فیلم rogue agent را تماشا میکردم. فیلم خوش ساختی بود. بعضی کانال ها آن را "مامور سرکش" ترجمه کرده اند. که با توجه به محتوای فیلم باید "مامور خبیث" ترجمه کرد. زیرا در مقابل لغت rogue در دیکشنری این معادل های فارسی وجود دارد: 1: آدم دغل یا خبیث 2:(آدم) ناقلا، نخاله 3:(جانور) تک زی، وحشی 4:تک رو ، خودسرشخصیت اصلی فیلم یک ناقهرمان است که می تواند آدمها را فریب دهد. آنهم فریبی شبیه شستشوی مغزی. تحت تاثیر فیلم، آمد این جمله ها به خاطر من:او توانست/ کسان بی شماری را / به دست باد بسپارد | زین جهت / امروز / جملگی باد به دستیم همه بخوانید...
ادامه مطلب
غروب است. تمام روز خانه بودم. می روم بیرون هم قدمی هم تمدد اعصابی هم خریدی. در کنار خیابان پشت سطل فلزی زباله شهرداری، بدن حیوان پشمالویی می بینم که مرده می نماید. کمی که در پیاده رو حرکت می کنم سر حیوان را می بینم که از پشت به گوسفندی می مانست و از این نما صورت سگ ولگردی است که اینک جسدش را انداخته اند کنار سطل زباله. چگونه مرده؟ چه کسی کشته؟ حالم بد میشود. به راه خویش میروم با اندوهی در دل. وارد فروشگاه کوروش میشوم. یک بطری روغن و یک عدد بیسکوییت و کمی اقلام دیگر شد دویست هزار تومان. به صندوق دار میگویم به خاطر روغن است؟ میگوید نه همان بسکوییت قبلا 15 هزار تومان بود حالا شده 45 هزارتومان. بعد به شوخی فندک بغل دستش را نشانم میدهد و می خندد که "فقط این فندک روغن ندارد. همه چیز گران شده است."...
ادامه مطلب
خوب من هم پدر بزرگ شدم. در تاریخ 30 خرداد 1401 پسری به دنیا آمد که او را "وزلی" نام نهادند. اما چون این نام انگلیسی به زبان ما فارسی زبان ها خوب نمی چرخد شاید من "سید" صدایش کنم! (شبیه فیلم "گوزن ها"!) شاید هم "ولی". البته این که شوخی است. اسم چه اهمیتی دارد. یادم می آید کسی بود که اسم پسرش را گذاشته بود "ولادیمیر" که یعنی اشارتی بود به افکار پدر که یعنی "لنین". پسر در بزرگی اسمش را تغییر داد کرد "حسین". مهم سلامتی است. بقیه اش مسخره بازی است. پدر بزرگ شدن هم خودش حکایتی است. پدر بزرگ هم پدر بزرگ های قدیم. حالا برای اینکه بروی سری به نوه ات بزنی باید 50 میلیون پول بلیط بدهی. واکسن کرونا ات هم "سنوفارم" نباشد تا قبولت کنند. ولی بجاش "واتس اپ" آمده و هر روز با واتس اپ تما...
ادامه مطلب
آمدم وبلاگ را باز کردم دیدم میرود در سایتی دیگر و در وبلاگ نمی ماند. آن سایت هم persianstate یک همچین چیزی. خلاصه رفتم در تنظیمات و کد پرشین استات را برداشتم درست شد. بعد وبلاگ که باز شد دیدم کاراکترها اجق وجق است. آن هم در قسمت translate گوگل ظاهرا اتفاقی افتاده بود. آن را هم never translate زدم درست شد. خلاصه دو روز سر نزده بودم به وبلاگ چه قدر همه چی به هم ریخته بود.امروز هوا بهتر است. کمتر آلوده است....
ادامه مطلب
صبح از خواب که پا شدم دیدم آب قطع است. ساعتهای 11 صبح واتس آپ کردم به دو نفر. هر دو به نوعی دخیل در مدیریت. یکی 2 ساعت بعد این جواب را داد:«چرا از من می پرسی مگهمن مامور آبم؟» دیگری جواب داد «دیگ ترک...
ادامه مطلب
امروز غزلی از حافظ می خواندم. این مصرع نمی دانم چرا اینقدر به دلم نشست. این که حافظ هم دلش آزرده بوده کمی تسکین بخش است. و راستی تا حالا شده که نسیمی شما را نوازش کرده باشد. تصاویر و تعابیر زیبا بودند. باری این هم محض خالی نبودن عریضه!...
ادامه مطلب
یک رباعی خیام: چون چرخ به کام یک خردمند نگشت / خواهی تو فلک 7 شمر خواهی 8 چون باید مرد و آرزوها همه هشت / چه مور خورد به گور و چه گرگ به دشت +نوشته شده در شنبه ششم آبان ۱۳۹۶ساعت15:32  توسطامیر | ...
ادامه مطلب
این غزل شهریار جدا از شخصیت شاعر مرحوم، شعر زیبایی است: آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ / بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟ نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی؟/ سنگدل این زودتر می خواستی، حالا چرا؟ عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست؟/ ...
ادامه مطلب
پنج شنبه امتحان نظام مهندسی پایه 3 دارم. در این سن دوباره خواندن و امتحان دادن خودش تنوعی است. دیروز که با دوچرخه از شرکت به خانه می رفتم ناخودآگاه آهنگ "شبانه" فرهاد در ذهنم زمزمه شد. از اینترنت موبایل به صورت آنلاین یک بار دیگر گوش کردمش. بعد دیدم فرهاد 81 فوت کرده و شاملو 79 و این وسط آهنگ ساز که اسفندیار منفردزاده است هنوز زنده است. نسلی که در شرف انقراض است. +نوشته شده در سه شنبه هجدهم مهر ۱۳۹۶ساعت17:9  توسطامیر | ...
ادامه مطلب
اول صبح سه ماشین به هم زدند. جلویی پراید بود و راننده یک خانم مسن. پشتی یک سمند و سومی پژو 206. دو راننده پشتی مرد بودند. از همه بیشتر 206 آسیب دید که جلویش جمع شد و رادیات سوراخ و بخار آبگرم از جلوی ماشین متصاعد. صندوق سمند هم قر شده بود. من با دوچرخه بودم. همکارم به من گفت: "چه بکوب بکوبی بود؟ بهترین وسیله همین دوچرخه است." روز کاری آغاز شد. امتحان نظام مهندسی را خوب دادم. منتظر جوابم. +نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۶ساعت8:29  توسطامیر | ...
ادامه مطلب
آمدم حبه انگوری را در دهان بگذارم، یاد فیلم "طعم گیلاس" کیارستمی افتادم. خدا رحمت کرده نابغه ای بود. بعد یاد این جمله افتادم که " آدم باهوش تیر را به هدفی که همه می بینند می زند، آدم نابغه تیر را به هدفی که هیچکس نمی بیند می زند." رفتم آن را دانلود کنم و سر فرصت ببینم. +نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت8:30  توسطامیر | ...
ادامه مطلب
یک سری به اخبار دنیا در اینترنت زدم. با تعجب دیدم که ترامپ تا اینجا پیروز شده است. بعد در سایت بسیار خوب time.ir این جمله از کاموی عزیز را خواندم که چه بجا بود: جنگ همانقدر که زاییده شور و شوق جنگ طلب ها است، همان قدر هم زاییده نومیدی و بی عملی کسانی است که از جنگ بیزارند. "آلبر کامو"...
ادامه مطلب
صبح بیمه. مشاوره. گفت به اداره کار مربوط نمیشه فکر کنم. شاید دیوان عدالت اداری. آدرس اداره کار روی شیشه. پل کریمخان میرزای شیرازی کوچه هشتم. گفت فرم تغییر شرایط کار. گفت تخلف کردند. پر کردم. نوبت دادند ساعت 10 8/16 . تا ببینم چه می شود. امروز که داشتم میرفتم همه اش به یاد آن دو برادر می افتادم که در مثنوی ، مولوی ذکر کرده. یکی کوسه با دو سه مو بر صورت. بی تلاشی راحت می خوابد یکی هنوز ریش در نیاورده و هر چه خشت بر پشت اش می گذارد باز دست بردار نیستند. داستان اروتیکی است. ولی پر محتوا است....
ادامه مطلب