
مطرب بساز پرده که کس بی اجل نمرد موضوع «مطرب بساز پرده که کس بی اجل نمرد» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. یک دست شطرنج در chess.com بردم و آنالیز کرد که یک great ، هشت best و شش excellent. غزل 186 حافظ را آوردم که پیش بینی امروز را بکند آمد:گر رنج پیش آید و گر راحت ...
ادامه مطلب
به طهارت گذران منزل پیری اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «به طهارت گذران منزل پیری» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. 4 حرکت بهترین ، 2 حرکت عالی ، 3 حرکت طبق گشایش استاندارد. نتیجه بازی شطرنج امروزم این بود.غزل 423 آمد: دوش رفتم به در میکده خواب آلوده... ..... ...
ادامه مطلب
آن شاخه بازیگر دور از دست در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «آن شاخه بازیگر دور از دست» را مرور میکنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. فتح باغآن کلاغی که پریداز فراز سر ماو فرو رفت در اندیشه ی ابری ولگردو صدایش همچون نیزه ی کوتاهی ، پهنای افق را پیمودخبر ما را با خود خواهد برد به شهرهمه می دانندهمه می دانندکه من و ...
ادامه مطلب
عنوان فیلم living اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «عنوان فیلم living» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. فیلم living را تماشا کردم برایم سوال پیش آمد که چه فرقی است بین living و life چت جی پی تی پاسخ خوبی داد که اینجا میگذارم:In the film, the main character (Mr. Williams) has had a ...
ادامه مطلب
لگد کوب خیال اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «لگد کوب خیال» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. اخیرا به نام "ادوارد ژوزف" برخوردم که برایم جالب بود ایشان علیرقم این که مالی چی بوده و موسس بانک ولی در موسیقی و خطاطی و مولوی شناسی هم ید طولایی داشته و این همه بسیار برایم عجیب می نمود....
ادامه مطلب
"می رسد زی منزل خود کاروان، یک روز از پی چه خسته کردن، کاروان را؟" از منظومه "خانه سریویلی" نیمایوشیج...
ادامه مطلب
نسل ما گورکی را با رمان "مادر" می شناسد. این روزها حنای گورگی دیگر رنگی ندارد. نویسنده ی حزبی که داستانهایش چسبیده به حزب کمونیست شوروی و به شدت ایدئولوژی زده. اما امروز دیدم در سایتی کتاب "خرده بورژواها" او را معرفی کرده. این هم از آن برچسب زنی های متعارف که دیگر بی رمق شده است. اما اینها برایم مهم نبود. مهم این بود که دیدم در سن 68 سالگی در سال 1936 میلادی فوت کرده است. یعنی مواظب باش یک سال بیشتر وقت نداری!دیگر اینکه داشتم کتاب "دیدار با ذبیح الله منصوری" را ورق می زدم یک جمله ای از او در اول کتاب نقل کرده بود که برایم جالب بود:" وقتی سر کلاس این شعر 45 بیتی را از حفظ خواندم، مرحوم آسید حسین طبسی به جای تشویق به من گفت: فرزند، تو یکی از بدبخت ترین افراد این مملکت خواهی شد." بخوانید...
ادامه مطلب
کتاب "سمک عیار" با مقدمه و تصحیح پرویز ناتل خانلری را ورق میزنم. در اولین صفحه استاد خانلری قطعه کوچکی نوشته که دل آدم به درد می آید:"به یاد آرمانفرزند عزیزی که در شبهای دراز بیماری تا این قصه را از پدر نمی شنید دیده بر هم نمیگذاشت.طوطیی را به هوای شکری دل خوش بود / ناگهش سیل فنا نقش امل باطل کرد" (پ.ن.خ.)ظاهرا یک پسر و یک دختر داشته که پسرش در جوانی می میرد. روحش شاد. به گردن زبان فارسی حق دارد. بخوانید...
ادامه مطلب
در time.ir امروز میخواندم:مشکل این نیست که تعداد احمق ها زیاد است ،مشکل در توزیع نامناسب آن هاست. مارک تواین بخوانید...
ادامه مطلب
در سال 1393 یا آوریل 2014 کیارستمی مرحوم در دانشگاهی در آمریکا بعد از اینکه فیلم "خانه دوست کجاست" او را برای دانشجویان نمایش دادند یک جلسه پرسش و پاسخ برگزار میکند. دانشگاه سیراکیوز و شاگردان درس "سیاست و خاورمیانه" ی استاد ایرانی مهرزاد بروجردی این فیلم را دیده اند و گپ و گفتی . بازی در این جلسه کیارستمی در باره فیلم "شیرین" صحبت میکند و میگوید: " شیرین داستان 120 زن است که نشستن جلوی یک کاغذ سفید و من ازشون خواستم که شما به یکی از خاطرات عاطفی عاشقانه خودتون فکر کنید به مدت 6 دقیقه. اینا رو صندلی نشستن و آنچنان از خودشون ایموشن نشون دادن .... من بیش از 50 بار فیلم رو دیدم و هر بار کشفی تازه. کمک میکرد که ....شناخت یه ذره بیشتر راجع به موجود زیبایی به نام زن {پیدا کنم} بخوانید...
ادامه مطلب
جمله قصاری از آلبر کامو می خواندم به شرح زیر:من شاید به آنچه که حقیقتاً مورد علاقهام است مطمئن نیستم، اما به آنچه که مورد علاقهام نیست کاملاً اطمینان دارم.بعد من آن را به صورت شعر زیر برای خودم درآوردم:نمی دانم چه می خواهم / ولی می دانم این را که چه چیزی را نمی خواهم. بخوانید...
ادامه مطلب
امروز مطلبی از استاد مرتضی مردیها می خواندم که به دلم نشست: عنوان مطلب بود "لطفا کمی زندگی کنید" .قسمتهایی را اینجا می نویسم:".......اگر اینطور خیال میکنید که زمانی خواهد رسید که نوبت زندگی و شادی است، باور کنید چنان زمانی هرگز نخواهد رسید. تمام عمر ما روی بلَمی در رودخانهای میگذرد. در ضمنِ همین بالا و پایینها و پیچ و خمهای آن است که زندگی متولد میشود و رشد میکند و میمیرد. تمامی آن را از هول و هراس و انتظار و آرزو و حسرت پر نکنیم." بخوانید...
ادامه مطلب
دور است سرِ آب در این بادیه ، هشدار تا غول بیابان نفریبد به سرآبت حافظ...
ادامه مطلب
" اکنون چند رباعی از عمر خیام را برایم خواندند چنین احساس می کنم که نیم ساعتی در مقبره با شکوهی بسر بردم."از کتاب "زندگی من " اثر هلن کلر ترجمه ثمینه باغچه بان صفحه 369 بخوانید...
ادامه مطلب
فرق انسان و سگ در آن است که اگر به سگی غذا بدهی هرگز تو را گاز نخواهد گرفت. لپون تولستویاز مطلب فوق که بگذریم و خود اشاره به عمق خباثت این بشر دوپا می کند برسم به مطلبی دیگر:دیروز خبر شدم که یکی از همسایه ها که ۸۱ سال عمر داشت و دبیر باز نشسته شیمی بود فوت کرده است. اندوهگین شدم. با هم گاهی کوه می رفتیم. دو هفته پیش زنگ زده بود که فلانی اشتباه کردم ازدواج دوم کردم. بعد هم گفته بود بعد از ۷۰ دیگه زندگی فایده ای نداره. بعد هم صحبت شد از اینکه داره اقدام میکنه بره دیدن دختر و نوه اش در کانادا. و به ناگاه اجل سر رسید و او دار فانی را وداع گفت. خدا رحمتش کند مرد شریفی بود. بخوانید...
ادامه مطلب
داشتم سایت time.ir را نگاه میکردم نمی دانم چرا جمله قصارش به دلم نشست:چون به در (dare) شهر رسید٬ پیری را دید. گفت:ای شیخ! در این راه که آمدم٬ عجایب ها دیدم.گفت: چه دیدی؟گفت: دیدم قومی را کشت(kesht) کرده بودند٬ چون تمام شد٬ آتش در زدند.مولوی (مجالس سبعه) بخوانید...
ادامه مطلب
سالهای 52 - 53 بود که از رادیو یک برنامه آموزش کنکور مختصر و مفیدی پخش می شد که در انتراکت آن یدالله رویایی تکه هایی ادبی می خواند. یک بار تکه ای از رمان "خداحافظ گاری کوپر" را خواند. صدای خوبی داشت و مطلب را می فهمید و خوانش اش در آدم تاثیر میگذاشت. من هنوز صدایش در گوشم است. امروز در خبرها خواندم در سن 90 سالگی در پاریس در گذشته است. شاعر نو پردازی بود که یادم است کتاب شعرش به نام "دریا" مطرح بود. ولی من شعرهایش را زیاد نخوانده ام و یا اگر هم خوانده ام تاثیر نگرفته ام. روحش شادهمچنین در خبرها خواندم که ایرنه پاپاس هم درگذشته است. او را در فیلم زوربا به یاد می آورم. بیشتر در فیلمهای مطرح بازی میکرد. و کاراکتر مخصوص به خود داشت. اگر بخواهم در هنرپیشه های ایرانی کسی را شبیه اش مثال بزنم باید ...
ادامه مطلب
"...صورتم را در شیشۀ تیرۀ بالای نیمدری نگاه می کنم. خودش است.جلال آریان - پیش نویس یک زندگی ناتمام و گمشده، پرت شده توی جمهوری اسلامی ایران..." صفحه 52 از رمان "نامه ای به دنیا" اثر زنده یاد اسماعیل فصیحبا ذکر این نکته که سال 1353 که ایشان در کلاس درس میداد هیچ شباهتی به جلال آریان نداشت. قدی نسبتا کوتاه داشت با گردنی نامحسوس و موی سر از پهلو به طرف دیگر شانه شده تا طاسی وسط سر را بپوشاند. آن موقع رمان "شراب خام" و "دل کور" ش چاپ شده بود. در کلاس هیچ از رمان هایش حرفی نمی زد. خیلی خشک نامه نگاری به زبان انگلیسی را درس میداد و می رفت. دانشکده نفت آبادان. من 17 سال داشتم و داشتم "پاورچین پاورچین ، دور می شدم در کوچه سنجاقک ها، بار خود را بستم ، رفتم از شهر خیالات سبک بیرون. دلم از غربت سنجاقک ...
ادامه مطلب
در مورد نویسنده ای به نام "منوچهر کی مرام" یا دکتر کی مرام می خواندم. برایم جالب بود که ایشان فارغ التحصیل دامپزشکی بوده ولی فیلم نامه نویس و کتاب کودک نویس شده است. متولد 1306 بوده و متوفی 1382. در یک جا در مورد نحوه درست شدن فیلم نامه می گوید: "...نظریاتی که تهیه کننده می داد بعد از این مرحله بود. یعنی می گفت این جا دو" بزن بزن " کم داره یا دو تا آهنگ و آواز کم داره یا اینکه می گفت این جا خوب است اشکی بگیریم، وایده هایی از این قبیل. من هم تا آنجا که می شد به خورد قصه داد، سعی می کردم این کار را بکنم. " دکتر کی مرام در گورستان مونپارناس پاریس به خاک سپرده شده است. بخوانید...
ادامه مطلب
از میدان غازها می پیچم سمت خیابان اصلی خانه. چشمم می خورد به زنی که در کنار دیوار نزدیک سطل زباله فلزی شهرداری نشسته است و یک بچه خردسال روی دستش خوابیده و یک پسر شاید 3 یا 4 ساله کنارش نشسته. اندوه. به رانندگی ادامه می دهم. یک تاکسی زرد رنگ در مقابلم. پشت شیشه اش نوشته "ما مسئولیم" . خدایا این چه اتفاقاتی است. انگار کسی دارد با آدم ارتباط می گیرد. در پیچ خیابان پارک می کنم. از ATM بانک پولی. پیاده برگشت به میدان "غازها". جلو که می روم می بینم نایلنی جلویش پهن است و لیف و این جور چیزهای خرد. پولی میدهم و بر میگردم به سراغ ماشین. تشکر و دعا میکند. چه عجیب است حیات و چرا باغچه خانه او سیب نداشت؟ و چرا ماشینها به راه خویش ادامه می دهند. مادری با دو فرزند خردسال در کنار دیواری در میدان غازها. ...
ادامه مطلب