دو کلمه

متن مرتبط با «داستان» در سایت دو کلمه نوشته شده است

داستان توکیو

  • نیلوبلاگ

    امشب فیلم "داستان توکیو" را تماشا کردم. در گذشته دیده بودم ولی نفهمیده بودم. از چت جی پی تی خواستم خلاصه ای در باره فیلم بگه تا تو وبلاگم بذارم:"فیلم "داستان توکیو" به کارگردانی یاسوجیرو اوزو، نگاهی عمیق به پویایی خانواده و تضاد نسلها دارد. داستان فیلم درباره زوج سالخوردهای است که به توکیو سفر میکنند تا به فرزندان بالغ خود سر بزنند، اما در نهایت خود را نادیده گرفتهشده و دور از فضای شلوغ و پرشتاب شهر مییابند. روایت زیرکانه و ماهرانه اوزو با حساسیت فوقالعادهای فاصلههای عاطفی و پذیرش آرام شخصیتها را به تصویر میکشد. روایت ساده و در عین حال عمیق فیلم، همراه با کارگردانی ظریف آن، "داستان توکیو" را به یک کلاسیک جاودانه تبدیل کرده که پیچیدگیهای روابط خانوادگی را به زیبایی منعکس میکند.در "داستان توکی...

    ادامه مطلب
  • داستانی کوتاه از پیراندللو

  • نیلوبلاگ

    همیشه نام "لوییجی پیراندللو" برایم پر طنطنه بود و حس روشنفکری خاصی می پراکند. "یکی ، هیچکس ، صد هزار" و از این حرفها. امروز چشمم خورد به "بیست داستان" از ایشان به ترجمه "زهرا خانلری". آخرین داستانش را که "گربه، پرنده، ستارگان" بود انتخاب کردم و خواندم:پیرمرد و پیرزن - نوه 15 ساله که فوت کرده. پرنده آن دختر 15 ساله که یک سهره بوده. بعد گربه ای سفید. بعد فکر ها و خیالها . بعد گربه پرنده را می خورد. بعد پیرمرد میرود بیرون گربه را بزند. چند شلیک. بعد پسر همسایه روبرو می آید بیرون و به پیرمرد شلیک می کند و پیرمرد می میرد. پسر سر میگذارد به کوه. روستایی کوچک در ایتالیا. و ستارگان هم البته آن بالا نظاره گرند. این شد که نام داستان کوتاه ایشان شده "گربه،پرنده، ستارگان"این بود شاید کل ماجرا. ...

    ادامه مطلب
  • داستان شیر و قطعی تلفن و آلودگی هوا

  • نیلوبلاگ

    شیر قهرمان توالت نشتی داشت. تا حالا بازش نکرده بودم. نگاهی به اینترنت. دست به آچار شدم. اول تیکه پلاستیکی زیر دسته شیر را در آوردم. سوراخ ریزی که به یک پیچ آلن دسترسی داشت. با آلن آن را باز کردم. دسته...

    ادامه مطلب
  • بازنشستگی و داستان موج در رباعی اقبال

  • نیلوبلاگ

    ساحل افتاده گفت گرچه بسی زیستمهیچ نه معلوم شد آه که من چیستمموج ز خود رفته ئی تیز خرامید و گفتهستم اگر میروم گر نروم نیستم«اقبال لاهوری»...

    ادامه مطلب
  • باز تکه ای از داستان "در انتظار" فصیح مرحوم

  • نیلوبلاگ

    باز آهی میکشد: "آبادان...آبادان." انگار توفان روح خودش بدتر از توفان باد و بوران بیرون پنجره است. «چه سالهایی...بعد انقلاب...بعد جنگ...بعد بازنشستگی... و اوضاع فعلی. تنهایی... دنیای بی اعتبار... هی می...

    ادامه مطلب