خرید بک لینک

در شرکت اتاق شلوغ است. برای خوردن نهار می روم بیرون پارک. خانمی با لباس سیاه با سگی شبیه هاسکی در حال قدم زدن است. روسری افتاده بر دوش. با من فاصله دارد و از من در حال دور شدن. من روی نیمکتی سایه دار می نشینم. از دور می بینم که سیگاری از کیف بر می دارد و مشغول کشیدن سیگار می شود. بعد از اندکی قدم زدن به سمت ماشین سیاه رنگی که کنار خیابان پارک است می رود و سوار می شود و میرود. یاد شعر آقای عظیمی افتادم که "مشکلم شکستن طلسم تنهایی است..."

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد ۱۳۹۶ساعت 13:14 توسط امیر |

برچسب: نویسنده: طاها محمدی تاريخ: سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 9:37

صفحه بندی