خرید بک لینک
همکاری صحبت از پاییز کرد. گفت پاییز را از همه فصلها بیشتر دوست دارد. یاد شعر اخوان ثالث افتادم.

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش

ابر، با آن پوستین سرد نمناکش

باغ بی برگی روز و شب تنهاست/ با سکوت پاک غمناکش/ساز او باران سرودش باد.

بعد یادم افتاد که شفیعی کدکنی در باره اشعار اخوان ثالث می گوید انسان در برابر اشعار او شگفت زده می شود. آن وقت کسی این حرف را زده که سالها قبل در مجموعه شعر "کوچه باغهای نشابور" چنین سروده است:

"به کجا چنین شتابان/ گون از نسیم پرسید.......به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را" بعد یادم آمد که این شعر بر دیواری در هلند (اگر اشتباه نکنم) نوشته شده و شفیعی کدکنی آن را امضا کرده است.

از کجا تا به کجا ذهن من پرواز کرد.

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۶ساعت 10:8 توسط امیر |

برچسب: نویسنده: طاها محمدی تاريخ: سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 9:37

صفحه بندی