صبح به اشتباه همت پیاده شدم.مقادیری پیاده روی حال خوبی به من داد. در پارک دیدن بچه گربه سیاهی کنار حوض. شاید به غریزه.دیگر در حوضها که دیگر ماهی نیست. بعد دیدن گل شبیه قاصدک. یاد شعر اخوان. "قاصدک هان چه خبر آوردی؟ از کجا وز که خبر آوردی؟...." تا میرسد به "ابرهای همه عالم شب و روز در دلم میبارند." با خودم میاندیشم چقدر شعر قشنگی است. و چقدر منفی و نومیدانه!
برچسب: باز امشب من در اوج آسمانم,باز هم من درد,
نویسنده: طاها محمدی
تاريخ: چهارشنبه
19 آبان
1395 ساعت: 23:49