1 گفته بود اردیبهشت این آزمایش ها را بده نتیجه را بیار معاینه ات کنم. من تنبلی کردم تا امروز. که نتایج چک آپ را بردم بیمارستان محب مهر نزد خانم دکتر. بیمارستان محب مهر پرسنلی بسیار مودب دارد و متاسفانه امروز مواجه شدم با یک ارباب رجوع بی ادب که داشت به هد نرس تندی میکرد. بلند شدم که مبادا کار به کتک کاری بکشد چون مردک آمده بود جلو. اول از خانم پرستار از طرف آن مردک عذر خواهی کردم بعد هم به آن مردک گفتم اینها خیلی زحمت می کشند. حالا موضوع چه بود. مرد از پرستار پرسیده بود دکتر فلانی کی می آید. پرستار گفته بود "نمی دانم" و مردک با بی ادبی گفته بود "می مردی اول می گفتی؟" و این باعث شده بود که کارمند بیچاره ناراحت شود. باری نوبت دکتر من شد و وقتی داشتم بیرون می آمدم خانم هد نرس از من بابت سر و صدا عذر خواهی کرد و من هم از ایشان عذر خواهی کردم. رفتم داروخانه تعدادی قرص بود. گفت آنژیو کردی؟ گفتم آره. گفت "برگه" . از پرونده ام برگه هایی در آوردم. گفت اینها نیست. باید این شکلی باشه. و برگه ای را نشانم داد. گفت اگر برگه داشتی میشد 250 هزار تومان اگر برگه نباشد میشود 290 هزار تومان. یعنی بیمه فقط 40 هزار تومانش را میداد. گفتم آزاد حساب کنید. پرداختم دارو را گرفتم آمدم بیرون از داروخانه . همان بغل داروخانه یک بخش بود مربوط به مدارک. مراجعه کردم که برگه آنژیو مرا که برج 5 آنژیو کرده ام داروخانه برای پوشش تعرفه بیمه تامین اجتماعی لازم دارد. من ظاهرا در اسنادم نیست. دو برگ پرینت گرفت و به من داد. آمدم به داروخانه چی نشان دادم که برای بعدها قابل استفاده باشد. گفت نه این شکلی نیست. برو بخش آنژیو طبقه دوم آنجا بهت میدهند. این دو برگ نیست. رفتم بالا. خانمی در بخش با حوصله و ادب بهم توضیح داد که به بخش بغلی آقای فلانی مراجعه کن باید آنجا باشد. قبل از اینکه ب1 بخش بغل با خودم فکر کردم بروم داروخانه از آن برگه یک عکسی بگیرم که نشانش دهم که شاید فرق آن برگه با برگه های مرا بفهمد. رفتم داروخانه از ایشان خواستم که اجازه دهند از آن برگه یک عکس بگیرم. اجازه داد عکس را گرفتم. رفتم دوباره طبقه دوم و این بار آن بخشی که مدارک را می توانست بدهد. عکس برگه را دید. رفت در پرونده من اوراق را پیدا کرد ولی آن برگه را نیافت. کمی جستجو کرد. بعد گفت شما فنر گذاشتید؟ گفتم نه فنر نداشتم فقط آنژیو بود. گفت خوب به این خاطره که شما این برگه را نداری. در این مدت برخورد همه پرسنل عالی و مسئولانه بود. فقط یک جا که پرستار در بخش 1 به حراست زنگ زد که ارباب رجوع هتاکی کرده کسی را بفرست. حراست مربوطه اقدامی نکرد و از سر بی مسئولیتی از سر واکرد. این بود ماجرای دکتر قلب رفتن من.
برچسب:
نویسنده: طاها محمدی