امروز آسانسور درست شد. منتها نوشته اند که "فعلا بیشتر از سه نفر سوار نشود و نیز تا وقتی درب کشویی بسته نشده دکمه طبقه را نزنید." دو روز پیش بود همسایه ای در کانال نوشته بود "آسانسور کی درست میشود" مدیر مربوطه پاسخ داده بود "صبر کنید" . من در همدردی با آن همسایه نوشتم: "سلام ، منطقی است که ساختمانی 8 طبقه یک ماه آسانسور نداشته باشد؟ چه ساکنین صبوری."
مثل این است که بنویسی "کشوری که نفت و گاز دارد منطقی است کوپنی زندگی کند؟ چه مردمان صبوری."
ما کلا آدمهای ناشکری هستیم. کسی 1 بگوید که مگر پله را از شما گرفته اند؟ خوب از پله ها بروید بالا و پایین. خیلی ها هستند که همین پله را هم ندارند و در آرزوی رسیدن به همکف لحظه شماری می کنند. زندگی در فقر آدم را حقیر میکند. و گاهی حقارتِ فکر، آدمی را فقیر. و چقدر بد است که هم حقیر باشی و هم فقیر. هیچ کس مایل نیست انتهای خویش را ببیند. همه خوشحال به آغازند. اما انتها امری محتوم است و همه میدانند که 1 1 1 نیست. یادم باشد "سقوط " آلبرکامو را حتما بخوانم.
برچسب:
نویسنده: طاها محمدی