دوستی دارم که استاد است در دیدن منفی های زندگیش و ندیدن مثبتها. تعریف میکرد: وقتی خواستم خانه بخرم طبقه هفتم یک مجتمع را خریدم با این استدلال که این مجتمع هشت طبقه دارد و ساختمان مجاورش شش طبقه. بنابراین دو فایده در طبقه هفتم خریدن وجود دارد. یک اینکه بالا سرت پشت بام نیست که هوای سرد و یا نم باران باشد. دوم اینکه حداقل یک طرف که اتاق خوابها هستند ساختمانی نیست که کسی زندگی کند و سروصدایش تو را آزار دهد. اما چندی پیش دیدم که یک سوراخ در دیوار اتاق خواب بوجود آمده. رفتم به مدیر ساختمان مجاور گفتم رفتیم پشت بام دیدیم که یک میخ طویله، کسی در دیوار زده که رخت پهن کند. در مورد پارامتر دیگر هم میگفت طبقه بالایی آن قدر سر و صدا دارد که انگار کارگاه صنعتی راه انداخته. یعنی نم باران و هوای سرد بهتر بود تا این همه سروصدا. یا مثلا نشسته بود حساب کرده بود که جمعیت ایران 85 میلیون است و جمعیت جهان 7.7 میلیارد. بعد با لحتی طنز میگفت که ببین بدشانسی به این میگن. فقط یک 1 1 احتمال داشت که در ایران به دنیا بیایی و آن وقت اوون یک دهم درصد اتفاق افتاده
.
برچسب:
نویسنده: طاها محمدی