ما هر چی می کشیم از دست فیلم گنج قارون می کشیم! یادمه در اول فیلم فردین که مکانیک است داشت کنار رودخانه ای می رفت که می بیند آرمان برای خودکشی خودش را در آب انداخته. می رود و او را نجات می دهد و بقیه ماجرا. من 8 سالم بود که به اتفاق خانواده رفتیم این فیلم را دیدیم. سال 1344. یادمه کلاس دوم بودم. شاگرد اول بودم ولی معلممان پسرش در کلاس ما بود و بهش ارفاق میکرد و حتی وقتی سزاوار 12 هم نبود بهش 20 میداد. امان از دست این "خاطرات کهکشانی" . باری یک روز خانم معلم برای پسرش جشن تولد گرفت و مرا هم دعوت کردند. اولین اتفاق این بود که وقتی شیرینی خامه ای را دادند من با ولع همه اش را خوردم ولی رقیب خامه ها را جدا میکرد و اطوار. مادر به دوستش گفت می بینی اون یکی چطور با ولع میخوره اونوقت بچه ما... . بعد گفتند کی بلده آواز بخونه. من تمام ترانه های گنج قارون رو حفظ بودم. "گنج قارون نمی خوام .. مال فراوون نمی خوام..." چند تا ترانه خواندم البته با صدای خودم نه ایرج که ظاهرا زیاده روی کرده بودم گفتند بس است.
آهان یادم اوومد داشتم میگفتم چرا مقصر اتفاقاتی که به سرمان می آید همین فیلم است. یک جا فردین و آرمان میروند چلوکبابی و سفارش کوبیده و برگ میدن. فردین با میل و رغبت میخورد. آرمان نگاه میکرد. پرسید چرا نمی خوری؟ گفت برا زخم معده. فردین میگه بخور اینقدر سخت نگیر. این شد فرهنگ ما. فضیلت با فردین بود و آرمان زیادی وسواسی بود. حالا در این دوران کرونا باید دست نداد 1.5 متر فاصله را حفظ کرد. بعد از هر تماس دست شست. و این ویروس زهر ماری روی سطوح می نشیند و هر وقت به چیزی دست می زنی باید دستت را بشوری. من فکر کنم اگر فردین فیلم گنج قارون الان زنده بود صددر صد کرونا گرفته بود!
برچسب:
نویسنده: طاها محمدی