خرید بک لینک
نمیدونم این روزا چرا اینقدر چیز گم میکنم. اون از موبایل. اینم از کارت ملی. امروز نرفتم سرکار که مثلا بروم المثنی بگیرم. تا ساعت 4 بعد از ظهر طول کشید. خسته آمدم خانه غذایی را که در کوله گذاشته بودم که مثلا بعد از تمام شدن کار در کارخانه بخورم در خانه خوردم.

اداره ثبت احوال حبیب الهی با مدیریت ضعیفش. اول رفتم ثبت احوال پونک که خاطره ی خوبی از راه انداختن کار ارباب رجوع اش داشتم. آن جا کارت ملی المثنی صادر نمیکرد. گفت غرب تهران ، حبیب الهی نزدیکترینه. مجبور شدم برم حبیب الهی. در قسمت اطلاعات هیچ کس نبود. سیستم قطع بود. تا 11 که سیستم وصل شد. بعد در سایت ثبت احوال برای کارت ملی المثنی نوشته بود سه قطعه عکس 3 در 4. ولی اینجا دست بعضیها یک cd میدیدم. پرسیدم گفتند که باید بروی پیشخوان بغل عکس ات را روی سی دی بریزند بیاوری. رفتم. شلوغ بود. عکس میگرفتند. بعضی ها میرفتند. برمیگشتند که اداره ثبت میگه سی دی خالیه. بلبشویی بود. حدود ساعت 12:40 موفق شدم سی دی عکسم رو بگیرم. آمدم اداره ثبت. شماره ام 97 بود گذشته بود. شماره 106 رسیده بود. گفتم خانم شماره ام گذشته. گفت باید دوباره شماره بگیری. شماره گرفتم 188. نوبتم ساعت 3:45 رسید. 4 تعطیل میشدند. خانم کارمند ثبت به همکارش میگفت امروز چه روز خسته کننده ای بود. گفتم هم شما خسته شدید هم ما. بعد آب نباتی از کوله ام درآوردم روی میزش گذاشتم گفتم رفع خستگی است.

برچسب: نویسنده: طاها محمدی تاريخ: دوشنبه 6 اسفند 1397 ساعت: 15:52

صفحه بندی