"اکنون که به آن سالها می اندیشم، از خویش می پرسم که چه شد من ارزش هوش و استعداد و توانایی خویش را نشناختم؟ چرا بخشی از عمر گرانبها را به بیهودگی و بیحاصلی گذراندم؟ چرا از راهی که می رفتم تغییر مسیر دادم و در خود گم شدم؟ آیا اگر سرپرست دلسوزی داشتم که مرا زیر حمایت خود می گرفت، هزینه زندگی مرا تا آن حدی که به آن قانع بودم، تامین می کرد، مرا وامیداشت تا بخوانم و بنویسم و به دامان خلاقیت راه یابم، من امروز همین انسان حقیر و گمنام بودم که کارنامه عمر هیچ است؟" (صفحه 36 از کتاب)
برچسب:
نویسنده: طاها محمدی