خرید بک لینک
این قسمت از کتاب "غرور و مصیبت" اثر مرحوم حسن شهباز را اینجا می آورم که تقریبا شاید هر کس وقتی به گذشته خود نگاه کند با کمی تغییر همین حرف را شاید اگر نه در زبان ولی در دل بگوید:

"اکنون که به آن سالها می اندیشم، از خویش می پرسم که چه شد من ارزش هوش و استعداد و توانایی خویش را نشناختم؟ چرا بخشی از عمر گرانبها را به بیهودگی و بیحاصلی گذراندم؟ چرا از راهی که می رفتم تغییر مسیر دادم و در خود گم شدم؟ آیا اگر سرپرست دلسوزی داشتم که مرا زیر حمایت خود می گرفت، هزینه زندگی مرا تا آن حدی که به آن قانع بودم، تامین می کرد، مرا وامیداشت تا بخوانم و بنویسم و به دامان خلاقیت راه یابم، من امروز همین انسان حقیر و گمنام بودم که کارنامه عمر هیچ است؟" (صفحه 36 از کتاب)

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۶ساعت 9:46 توسط امیر |

برچسب: نویسنده: طاها محمدی تاريخ: جمعه 29 دی 1396 ساعت: 17:49

صفحه بندی