
در برنامه "مهمونی" که اخیرا آقای طهماسب درست کرده این بار آقای علی نصیریان مهمان برنامه بود. ایشان یک بیت از حافظ خواند که از آن بیتهای جانانه است:میان'>میان گریه می خندم که چون شمع اندر این مجلس/ زبان آتشینم هست لیکن در نمی گیردbetween tears I laugh because I am like a candle in this meeting / which my tongue is fire but does not catch the others.(nobody hear me so I am now mad and I laugh and cry at the same time!)اما دوستان بدانند که میان خنده میگریم غلط است. زیرا شمع تشکیل شده از شعله و قطره های اشک شمع. اشک شمع در اطراف است و شعله که مثل خنده است در وسط آن. پس میان گریه می خندم درست است. بخوانید...
ادامه مطلب
the light between oceans فیلم لطیفی بود با آهنگی زیبا. الان دارم به آهنگ آن گوش میدهم. واقعا گاهی یک تکه آهنگ زیبا چقدر زندگی را قابل تحمل می کند. آزمایش یک گوشی بلوتوس مرا به این موسیقی کشاند. پا شدم از اتاق بیرون رفتم. دیدم بردش تا اتاق مجاور هم هست. و چه راحت. نه سیمی بهت آویزان است و نه نگران موبایل ات هستی که بیفتد. +نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت17:57 توسطامیر | ...
ادامه مطلب
داشتم صبح اول وقت می رفتم سر کار. نگاه به ماشینها از روی پل. کج و معوج رفتن شان را نگاه میکردم. در دلم می گفتم: "این مردم حقشان همین است. از ماست که بر ماست. اوون از روشنفکرش اوون از مردم عامی اش. این مملکت آباد نمیشه. باید رفت. البته ما که نمی توانیم برویم. یا شاید بتوان گفت که از ما که گذشته است..." آمدم این طرف پل. داشتم میرفتم جلوتر که جایی وایسم که تاکسی بگیرم . یک ماشینی که راننده عاقله مردی داشت مرا دید اشاره کرد که مستقیم می روی. سوار شدم. محبتی سوار کرده بود. مرد مهربان. رادیو باز. یک نفر در رادیو شعر می خواند. گفت "این "حق بین" است. دو نفر هستند در روستایی و هر روز صبح برای برنامه صبح رادیو شعر می خوانند و با هم رقابت دارند." شاعری در روستایی. مردی مهربان. صبح افکار مرا برهم ریخت. ...
ادامه مطلب