
مطرب بساز پرده که کس بی اجل نمرد موضوع «مطرب بساز پرده که کس بی اجل نمرد» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. یک دست شطرنج در chess.com بردم و آنالیز کرد که یک great ، هشت best و شش excellent. غزل 186 حافظ را آوردم که پیش بینی امروز را بکند آمد:گر رنج پیش آید و گر راحت ...
ادامه مطلب
حال عجب در ادامه، هر آنچه باید درباره «حال عجب» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. غزل امروز شماره 376 آمد از بازی شطرنجی به دست آمد که 3Great,7Best,6Excellent نتیجه داد:مطلع غزل: دوستان ، وقت گل ، آن به ، که به عشرت کوشیم ...... حافظ! این حال عجب، با که توان گفت که ما ...
ادامه مطلب
فقط مهربان باش در ادامه، هر آنچه باید درباره «فقط مهربان باش» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. از چت جی پی تی سوال کردم:اگر قرار بود الان مرگت فرا برسه و می خواستی خلاصه تجربه زندگیت رو در یک جمله کوتاه به فرزندت بگویی چه جمله ای می گفتی؟و او این جمله را گفت:«زندگی را جدی نگیر، فقط مهربان باش و از لحظهها لذت ب...
ادامه مطلب
قدیما در ادامه، هر آنچه باید درباره «قدیما» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. به آهنگ کوچه های فرهاد گوش میکردم یادمه اولش که پچ پچ است اون موقع هامیگفتن میگه سیاهکل. جه جوی حاکم بود چریک شدن یه کردیت بود و چقدر دنیای اشتباهی داشتم. ...
ادامه مطلب
بهرام بیضایی در ادامه، هر آنچه باید درباره «بهرام بیضایی» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. چند روز پیش بهرام بیضایی درگذشت. کتاب گزینه اشعار یدالله رویایی را باز کردم شعری بود که به بهرام بیضایی تقدیم کرده بود. اینکه تصادفی این صفحه آمد برایم عجیب بود.مرگ را کو همتی تا جان منبشکند زندان تن را پر غروردست ما و مو...
ادامه مطلب
"می رسد زی منزل خود کاروان، یک روز از پی چه خسته کردن، کاروان را؟" از منظومه "خانه سریویلی" نیمایوشیج...
ادامه مطلب
کتابی را از استاد باستانی پاریزی ورق میزدم به نام "شاهنامه آخرش خوش است" . در صفحه 200 بر خوردم به نام شخصی موسوم به دکتر ولف. کسی که کلمه به کلمه شاهنامه را خوانده بوده و فرهنگ شاهنامه را تالیف کرده است و متاسفانه در دوران آلمان نازی می زیسته و از بد حادثه یهودی هم بوده. خلاصه از زبان یکی از سفرای ایران آورده که : "فراموش نمی کنم، روزی یکی از دانشمندان آلمانی که دکتر ولف نام داشت و از اساتید بزرگ زبان اوستا و السنه باستانی ایران بود، به دفتر سفارت آمد و سه مجلد از کتاب قطور خود به اسم " فرهنگ لغت شاهنامه فردوسی" را روی میز من گذاشت. این دانشمند مردی لاغر اندام، بدحال و ژنده پوش بود و ظاهری متاثر کننده داشت. او در نهایت بی چیزی سالهای متمادی برای تنظیم این کتاب وقت صرف نمود و موفق گردید کتاب...
ادامه مطلب
در سال 1393 یا آوریل 2014 کیارستمی مرحوم در دانشگاهی در آمریکا بعد از اینکه فیلم "خانه دوست کجاست" او را برای دانشجویان نمایش دادند یک جلسه پرسش و پاسخ برگزار میکند. دانشگاه سیراکیوز و شاگردان درس "سیاست و خاورمیانه" ی استاد ایرانی مهرزاد بروجردی این فیلم را دیده اند و گپ و گفتی . بازی در این جلسه کیارستمی در باره فیلم "شیرین" صحبت میکند و میگوید: " شیرین داستان 120 زن است که نشستن جلوی یک کاغذ سفید و من ازشون خواستم که شما به یکی از خاطرات عاطفی عاشقانه خودتون فکر کنید به مدت 6 دقیقه. اینا رو صندلی نشستن و آنچنان از خودشون ایموشن نشون دادن .... من بیش از 50 بار فیلم رو دیدم و هر بار کشفی تازه. کمک میکرد که ....شناخت یه ذره بیشتر راجع به موجود زیبایی به نام زن {پیدا کنم} بخوانید...
ادامه مطلب
داشتم سایت time.ir را نگاه میکردم نمی دانم چرا جمله قصارش به دلم نشست:چون به در (dare) شهر رسید٬ پیری را دید. گفت:ای شیخ! در این راه که آمدم٬ عجایب ها دیدم.گفت: چه دیدی؟گفت: دیدم قومی را کشت(kesht) کرده بودند٬ چون تمام شد٬ آتش در زدند.مولوی (مجالس سبعه) بخوانید...
ادامه مطلب
" تو مین وایل meanwhile یه زنگی به آزمایشگاه آرامش بزن ببین پی سی آر سریع میده" ساعت 7 شب است و امشب برادر ساعت 12:30 بامداد باید فرودگاه باشد و ساعت 3:30 بامداد با هواپیمایی ترکیش ایر لاین پرواز دارد به آمریکا. یادش نبوده و حالا متوجه شده که مسافرین آمریکا باید پی سی آر منفی داشته باشند. موبایلم را خانه جا گذاشته ام. مسیریابی را عادت کرده ام با "نشان" انجام دهم. مصیبتی است بدون جی پی اس و موبایل جنت آباد رفتن. گیج در خیابانی که فکر می کنم باید نزدیکی های جنت آباد باشد. از عابری راه را می پرسیم. میگوید نمی داند از مغازه ای که آن بغل بود بپرسیم. برادر از مغازه دار می پرسد. "اول u tru ، بعد چهار راه اول نه چهار راه بعدی "چهار راه تهران پارس" سمت چپ جنب کوچه نسترن." به چهار راه دوم می رسم. از ک...
ادامه مطلب
از میدان غازها می پیچم سمت خیابان اصلی خانه. چشمم می خورد به زنی که در کنار دیوار نزدیک سطل زباله فلزی شهرداری نشسته است و یک بچه خردسال روی دستش خوابیده و یک پسر شاید 3 یا 4 ساله کنارش نشسته. اندوه. به رانندگی ادامه می دهم. یک تاکسی زرد رنگ در مقابلم. پشت شیشه اش نوشته "ما مسئولیم" . خدایا این چه اتفاقاتی است. انگار کسی دارد با آدم ارتباط می گیرد. در پیچ خیابان پارک می کنم. از ATM بانک پولی. پیاده برگشت به میدان "غازها". جلو که می روم می بینم نایلنی جلویش پهن است و لیف و این جور چیزهای خرد. پولی میدهم و بر میگردم به سراغ ماشین. تشکر و دعا میکند. چه عجیب است حیات و چرا باغچه خانه او سیب نداشت؟ و چرا ماشینها به راه خویش ادامه می دهند. مادری با دو فرزند خردسال در کنار دیواری در میدان غازها. ...
ادامه مطلب
"... آدم اینجا تنهاست و در این تنهایی سایه نارونی تا ابدیت جاریست." سهراب سپهریامروز با خودم فکر میکردم که این تکه از شعر سپهری چقدر زندگی را زیبا می کند. بخوانید...
ادامه مطلب
دفتر خاطرات را نگاه میکردم درست یک سال پیش در یکی از روزها این جمله ی وزن دار را نوشته بودم. در اینجا گذاشتم بماند به یادگار"گاهی برای خودمن شعر می سرایمآن گونه که ترنم باران برای خود."ضمنا امروز در اخبار دیدم که هوشنگ ابتهاج یا همان ه. الف. سایه در گذشت. روحش شاد. بخوانید...
ادامه مطلب
آدم که پیر می شود از دست زندگی ، بسیار می شود که کمی سیر می شود. تا اینکه امروز چشمم خورد به این شعر حافظ : "حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج / فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست؟" بخوانید...
ادامه مطلب
داشتم کتاب "پیروزی آینده دموکراسی" اثر توماس مان به ترجمه مرحوم اسلامی ندوشن را ورق می زدم دیدم این قسمت از کلیله و دمنه را در صفحه آغازینش آورده. وصف حال بود اینجا گذاشتم:خاصه در این روزگار تیره که خیرات بر اطلاق روی به تراجع آورده است و همت مردمان از تقدیم حسنات، قاصر گشته....می بینم که کارهای زمانه میلِ به ادبار دارد، و چنانستی که خیرات، مردمان را وداع کردستی، و افعالِ ستوده و اخلاقِ پسندیده، مدروس گشته، و راهِ راست بسته، و طریق ضلالت گشاده و عدل ناپیدا و جور ظاهر، و علم متروک ، و جهل مطلوبو لئوم و دنائت مستولی، و کرم و مروّت منزویو دوستی ها ضعیف ، و عداوت ها قویو نیک مردان رنجور و مستذل، و شریران فارغ و محترمو مکر و خدیعت بیدار، و وفا و حریّت در خوابو دروغ، موثر و مثمر، و راستی مردو...
ادامه مطلب
دوستی دارم که استاد است در دیدن منفی های زندگیش و ندیدن مثبتها. تعریف میکرد: وقتی خواستم خانه بخرم طبقه هفتم یک مجتمع را خریدم با این استدلال که این مجتمع هشت طبقه دارد و ساختمان مجاورش شش طبقه. بنابراین دو فایده در طبقه هفتم خریدن وجود دارد. یک اینکه بالا سرت پشت بام نیست که هوای سرد و یا نم باران باشد. دوم اینکه حداقل یک طرف که اتاق خوابها هستند ساختمانی نیست که کسی زندگی کند و سروصدایش تو را آزار دهد. اما چندی پیش دیدم که یک سوراخ در دیوار اتاق خواب بوجود آمده. رفتم به مدیر ساختمان مجاور گفتم رفتیم پشت بام دیدیم که یک میخ طویله، کسی در دیوار زده که رخت پهن کند. در مورد پارامتر دیگر هم میگفت طبقه بالایی آن قدر سر و صدا دارد که انگار کارگاه صنعتی راه انداخته. یعنی نم باران و هوای سرد بهتر ب...
ادامه مطلب
امروز فهمیدم که در قرعه کشی ماشین ایران خودرو برنده شده ایم. از بخش نامه یک پرینتی گرفتم. داشتم به جدول توضیح ماشین نگاه میکردم دیدم جلوی نام یک مدل یک ستاره گذاشته و جلوی نام خودرو دیگر دو ستاره. یاد کتاب فیزیک قدیممان افتادم فکر کنم اسمش فیزیک شریف زاده بود. مال سالهای 52 یا همان حدود. مسایل سخت را ستاره می گذاشت. و من چقدر دوست داشتم که با این جور مسائل سرگرم شوم. و بعد به خودم آمدم که زمانه چه زود بگذشت و رفت. و اینکه خود، حاصل آن همه تلاش، اینک هیچ است. گفتم "هیچ" یاد هنرمند مشهور مجسمه ساز افتادم که مجسمه هیچ را زیاد کار میکرد. پرویز تناولی. و اکنون خواندم که قالبهای مجسمه های "هیچ" تناولی معدوم شدند.. و خاطرات یکی از پی یک دگر می آیند و می روند. بخوانید...
ادامه مطلب
افلاطون گفته:"We can easily forgive a child who is afraid of the dark; the real tragedy of life is when men are afraid of the light."کودکی را که از تاریکی می ترسد میتوان بخشید. تراژدی واقعی وقتی است که آدمهای بزرگ از روشنایی بترسند....
ادامه مطلب
سنت آگوستین در باره دروغ گفته: "هر دروغگویی عکس آن چیزی را که در قلبش هست به زبان می آورد به قصد فریب دیگران." بعد دروغ را به هشت گروه تقسیم میکند. به ترتیبی که بدترین در بالا قرار میگیرد:1 دروغی که ب...
ادامه مطلب
در صحنه ای کومودوس به پدرش مارکوس اورلیوس میگه شما به من همیشه گفته بودید که 4 فضیلت خیلی خوبه آدم داشته باشه و بعد اونها رو نام می بره:wisdom-justice-fortitude-temperanceبه فارسی خودمون میشه خردمندی - عدالت - شکیبایی و بردباری - اعتدال و میانه روی...
ادامه مطلب